تبليغاتX
پاینده باد کشور پارس بزرگ

در مورد نبرد ماراتن ما تنها به گزارشات و اطلاعاتي كه خود باستانشناسان و تاريخنگاران غربي از آن نقل نموده اند نبايد اكتفا نماييم چه كه آنها بدون شك اغراض و دشمني خود را همواره نسبت به ايراني و ايراني را در آثار مكتوب و شفاهي و حتي اخيرا تصويري (فيلم 300 , الكساندر ) نشان داده اند .
پس ما بايد از زاويه ديگيري به آن بنگريم نبرد ماراتن يكي از دهها و شايد ده ها برخورد نظامي شاهنشاهي ايران با دولت شهرهاي مستقر در جزيره هاي درياي اژه و مديترانه از 520 تا 327 پيش از ميلاد يعني از نبرد كوروش بزرگ با كرزوس و فتح سارد در 525 پيش از ميلاد تا آخرينهاي آنها يعني نبردهاي ايسيوس و گرانيكوس و نهايتا گوگملا كه به نابودي شاهنشاهي هخامنشي بدست اسكندر مقدوني در 333 پيش از ميلاد بوده كه قطعا اطلاعات زيادي از اين نبردها چه در منابع يوناني مصري فنيقي .. موجود بوده اما چرا از انتشار آنها جلوگيري ميشود به نظر نگارنده اين سطور تنها ميتواند تاثيرات هژموني تاريخ سياسي بر مناسبات ژئوپلوتيك و ژئو استراتژيك در محاسبات سياسي و اقتصادي نظامي بين الملل در عصر حاضر باشد.
اين بدان معناست چنانچه غربيان بر بسياري از اين وقايع مهم تاريخي سرپوش نگذارند ديگر نخواهند توانست بر ادعاهاي دروغين وامداري دنياي شرق از تمدن غرب تاكيد ورزيده و برتري جوييهاي خود را با اين ايده ئولوژي توجيه و تفسير نمايند ( در طي قرون حاضر 20 و 21 ميلادي غربيان بيش از 200 جنگ و يورش نظامي را بر ملل و مردم مشرق زمين تحميل نموده اند كه اشغال كشورهاي عراق و افغانستان در 10 ساله اخير انجام شده اند ).
اما در مورد نبرد ماراتن بايد گفت چنانچه سري به ساحل ماراتن در ناحيه علياي مجمع الجزائر مديترانه در كناره هاي شرقي سواحل يونان زده باشيد خواهيد ديد كه اين ساحل اصولا بسيار كوچكتر از آن چيزي است كه حتي بتوان در آن نبردي با تعداد بيش از 1000 نفر را در آن جاي داد چون در ميانه بريدگي دماغه كوهستاني و جايي است كه ساحل آن در مجموع شايد بتواند پاسخگوي 10-20 كشتي پارويي را داشته باشد و اگر نسبت به تعداد حداكثري نيروهاي سوار كه چيزي حدود 30-45 نفر بوده يك حساب سرانگشتي بنمائيم آنگاه  نميتوانيم بپذيريم ارتش و نيروي دريايي ايران حتي اگر تمام وقت هم ميخواستند نميتوانستند بيشتر از 1200-1500 نفر را در آن واحد در آن ساحل پياده نمايند ! حال چگونه و از كجا اين ارقام آورده شده كه ارتش ايران هزاران كشته برجاي گذاشته و گريخته است را تنها بايد از ميان اين دروغ بزرگ استخراج نمود.

همچنانكه گفته شد گشتي هاي نيروي دريايي ساحلي ارتش شاهنشاهي هخامنشي ايران تنها براي گوش مالي و تعقيب كشتي هاي كوچك مهاجم يوناني كه براي غارت و شرارت در سواحل تحت تصرف ايران در شرق درياي مديترانه و دزديدن اموال كشتي هاي تجاري و نيز هجوم به دامداران محلي ساحلي و ربودن دام و طيور مردم به سواحل تحت تسلط ايران ( ايونيه : سارد و سواحل غربي شاهنشاهي هخامنشي در مديترانه  ) مزاحم ميشدند وارد باريكه ماراتن گرديده و نه براي نبردي بزرگ ! كه داريوش هخامنشي نيز دو تن از سردارانش را براي انجام اين ماموريت گسيل داشته بود ( شاهنشاهان هخامنشي هميشه در نبردهاي بزرگ نظامي حضور داشته و شركت ميجسته اند ) اما چون هيچ برنامه نظامي از پيش تعيين شده اي براي اين برخورد وجود نداشته تعدادي از كشتيهاي ايراني كه در اين ساحل كناره گرفته بودن با دسته اي از نيروهاي يوناني كه در همان محل ( ساحل غربي مديترانه : ماراتن ) و البته به منظور غافلگيري در كمين نشسته بودند مواجه و پس از درگيري نسبتا شديد اما كوتاهي كشتيهاي گشتي دريايي و نه نفربرهاي بزرگي كه بعدها در نبرد ترموبيل از آنها استفاده شد به سوي دريا عقب نشسته و البته بيگمان از هر دو سو قطعا كشته هاي بر جاي مانده اما اينكه گفته شده يونانيان توانسته اند هر يك چند ايراني را برنيزه هاي بلند خود سيخ نمايند از داستانهاي خيالي است كه عقده گشاييها و داستان پردازيهاي نويسندگان و مورخان اروپايي و غربي نسبت به عظمت و شكوه ايران سرچشمه ميگيرند !

ارتش شاهنشاهي هخامنشي در آنزمان از پيشرفته ترين ادوات جنگي و ابزار مدرن و ناوگان جنگي آنروز  بهره برده ( مثلا بادبان هاي دو باله كه توانستند كشتي ها را براي پيمودن خلاف جهت باد بكار گيرند اختراع ايرانيان ميباشد و تا آنزمان تنها ايرانيان از آنها استفاده ميكردند ) و البته با ملل ديگر نيز متحد بوده و از زبده ترين جنگجويان و بهترين و بروزترين ابزارجنگي و مهندسي براي توسعه قلمرو امپراطوري خود استفاده مينمودند كه ميتوان از يونانيان ساكن در سارد و شرق داردانل ( تركيه امروزي ) و نيز كارتاژها و مصريان و البته دريانوردان فنيقي كه در 220 سال عمر امپراطوري شاهنشاهي هخامنشي ( ايران ) همواره در انجام ماموريتهاي دريايي نظير فتح يونان و سپس كل جزائر مديترانه و سپس حمله به اروپا و فتح سرزمينهاي كشورهاي كنوني بلغارستان و فرانسه ؤ آلمان و ايتاليا و اسپانيا ... و تهيه نقشه جغرافيايي رودها و سرزمينهاي مسكون اروپا و آفريقا همواره به ايران كمك شايان نموده كه اسناد و قراردادهاي كليه اين اتفاقات هم اكنون موجود ميباشد ( كتابخانه و اسناد مكشوفه در دووانلي بلغارستان كه بيش از هزاران لوحه در اين ارتباط موجود ميباشد كه البته هيچگاه تا كنون در اين موارد حرفي از سوي غربيان به ميان نيامده است).

 برماست كه بجاي تكرار دروغهاي تاريخي غربيان خود دوباره به واكاوي ميراث و تمدن بزرگ كشور عزيزمان ايران كوشاتر بوده و بر دانش و اطلاعات خود و ديگران بيفزاييم.
 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 19:34 توسط بابک |


 

شاهنشاهی امپراتوری هخامنشیان : در سده ششم میلاد بعد از نابودی امپراطوری آشوری بدست امپراطوری ماد وشاه بابل در بین النهرین کوروش بزرگ هخامنشی از ایل هخامنش که یکی از هفت ایل بزرگ آریایی پارسی ساکن در دشتهای سرسبز استان پارس بودند بر علیه حکام محلی دست نشانده امپراطوری مادی قیام کرد و بعد از شکست آستیاگ پادشاه ماد رو بسوی کروزوس حکمران ثروتمند سارد نهاد و در نبردی دیگر او را مغلوب نمود و سپس پس از آنکه با بزرگان بابلی به تنگ آمده ازظلم نبوکد نصر بابلی شاه بابل پیمان دوستی نوشت بابل را نیز فتح کرد و در 567 پیش از میلاد آغاز شاهنشاهی هخامنشی را اعلام و خود را شاه جهان نامید. کوروش دوم یا کورش کبیر هخامنشی که اینک به نام کوروش بزرگ معروف شده بود پس از آنکه دربابل تاج بر سر نهاد اقدام به انتشار بیانیه ای نمود که در اصل مانیفست شاهنشاهی امپراتوری هخامنشیان در دو قرن و اندی بعدی برای جانشینان پر قدرتش شد. او رسما لغو قانون برده داری را که از دوره های پیشین بجا مانده بود را اعلام و همچنین فرمان آزادیهای اجتماعی و مذهبی را برای همه انسانها تنها رسالتش در تاسیس شاهنشاهی خود برشمرد که آنرا در الواحی که هم اکنون یکی از آنها پس از کشف در میان خرابه های بابل به موزه لندن منتقل و نگهداری میشود موجود میباشد شاهنشاهی هخامنشی که اینک به تنها ابرقدرت جهان باستان تبدیل شده بود تحت رهبری کوروش بزرگ هخامنشی به سرعت تمام سرزمینهای مسکون و غیر مسکون قاره های آسیا اروپا و آفریقا را تحت فرمان خود درآورد. قوانین لغو برده داری و فرمان آزادیهای او اینک به پرقدرترین عامل برای گسترش و تعمیق تحولات اجتماعی برای بشر آنروز تبدیل شد که به ظهور تمدن هخامنشیان منجر شد تمدنی که در مدت 220 سال توانست بزرگترین دستاوردها را برای بشریت بهمراه داشته باشد. جانشینان کوروش که البته داریوش هخامنشی از هر حیث بزرگترین آنها میباشد برای اولین بار در دنیا اقدام به ساخت جاده بین المللی برای تسهیل در تجارت و رفت و آمد مردم به سرزمینهای دور ونزدیک نیز ایجاد راههای آبی نظیر حفر کانال داردانل بین دوسوی آن و نیز کانال سوئز بطول 11 کیلومتر که دو دریای سیاه و مدیترانه را بهم متصل نمود و نیز ضرب سکه با طرح و اوزان مشخص که تجارت را برای همه مردم دنیا آسان نمود و نیز تاسیس بیمه و ایجاد سیستم پرداخت حقوق و دستمزد و همچنین حقوق بازنشستگی برای ناتوانان و پیران و زنان و نیزایجاد و تاسیس مدرسه برای آموزش کودکان در سرتاسر امپراطوری و تاسیس بیمارستان بانک پست پلیس و ارتش منظم(گارد جاویدان ) و نیروی اطلاعاتی برای رصد اخبار از گوشه کنار امپراطوری که به ایجاد جامعه ای جهانی با ارزشهای متکاثر و مذاهب مختلفی که یکدیگر را در کوششی هماهنگ و هدفمند برای رسیدن به تعالی و رستگاری انسانی به انجام رساند.

هخامنشیان نیز مانند هر تمدن دیگری پس از 220 سال توسط اسکندر مقدونی فرزند فیلیپ شاه مقدونیه که تحت راهنماییهای استادش ارسطو که کینه و حسدی بی انتها به ایرانیان روا میداشت نابود شدند اما میراث تمدنی و فرهنگی آنها برای رشد و شکوفایی تمدنهای بشری در آینده بسیار موثر بود چنانچه که آثار آن فرهنگ و تمدن عظیم را امروز در میراث معنوی بجا مانده از آن تمدن باشکوه را درجشنهای نوروز مهرگان سده و نیز در همه آنچه که حقوق بشری و انسانی که کوروش بزرگ بنیانگذارش بود را میتوان یافت

97 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 18:20 توسط بابک |

 کمبوجیه بعد از فتح مصر بواسطه فراگیری سیاست تسامح و مدارایی که پدرش کوروش در رفتار با دشمنان شکست خورده به او آموخته بود و اینک او آنرا در برابر با مصریان در پیش میگرفت در معبد بزرگ فراعنه مصر ( آمون ) لقب انحصاری فراعنه مصر یعنی پسر رع ( پسر خورشید ) را بواسطه حمایت از آنان در برابر اقوام وحشی جنوبی را کسب کرده بود ( این لقب را مصریان تنها به حامیان خود و نه غاصبان میداده اند چه که بعدها این نصیب اسکندر مقدونی نیز شد )  و این حمایت تا بدانجا پیش رفت که کمبوجیه نه برای توسعه امپراطوری بلکه در ادامه  حمایت از مردمی که اینک او رهبر آنان شده بود قصد عزیمت بسوی جنوب رود نیل و سرکوب اقوام وحشی را به فرماندهانش اعلام مینماید. داریوش که آنزمان فرمانده گارد شاهی بوده به دلائلی موافق حمله به جنوب  مصر نبوده که علی رغم این مخالفتها کمبوجیه با به جا گذاشتن نیروهای در شمال برای کنترل کشور مصر که داریوش یکی از آنهاست خود بسوی جنوب عزیمت مینماید پس باید این فرضیه را در نظر گرفت که کمبوجیه هیچوقت قصد حمله به جنوب مصر ( نوبی ) را با همه نیرو نداشته است و قطعا جانشین و بخشی از نیروهای خود را برای پشتیبانی و هماهنگی در پشت سر جا گذاشته باشد که داریوش بعنوان افسر ارشد گارد شاهنشاهی ( یا فرمانده نیزه داران شاهی ) بطور حتم میتواند یکی از  همین افرادی که از قضا جزو مهمترین مخالفان با پیشروی بسوی جنوب مصر بوده و حرکت کمبوجیه را بعدها خود مرگی انگاشته بوده باشد؟!  اعلام مرگ کمبوجیه در اثر توفان شن در مصر  به گفته هردوت نیز میتواند صحه ای بر گفته داریوش باشد (خودمرگی)...بهر حال کمبوجیه و  سربازانش هیچگاه بازنگشتند چه در اثر توطئه و چه جنگ و یا طوفان شن بهر حال کمبوجیه باز نمیگردد 

اما داریوش بعد از شنیدن گم شدن کمبوجیه و سپاهش در طوفان شن بهمراه افراد وفادارش بلافاصله مصر را ترک کرده و به شوش باز برمیگردند و خبر گم و یا کشته شدن احتمالی کمبوجیه و ارتش او را در توفان شن را اعلام  که بیگمان از درستی آن خبر نیز شاید مطمئن بوده ؟! و برای اقدامات بعدی در جهت رسیدن به قدرت آماده میشود. داریوش  میگوید که بردیا بسیار پیشتر  از رفتن کمبوجیه به مصر بدست توسط وی کشته شده است اما باید پرسید چرا  کمبوجیه میبایست برادر خود را بکشد و سپس به مصر برود ؟ و به فرض پذیرش ادعای داریوش چگونه میتوانسته پایتخت را بدون وجود جانشین ترک گوید  و خود به دنبال کاری برود که هیچ تضمینی در آن نبوده مگر اینکه بپذیریم این ادعای داریوش کاملا دروغ است و بردیا که نوجوانی بیش نبوده هیچگاه بدست برادر بزرگش به قتل نرسیده بلکه در حال آموزش توسط مغهایی که بعنوان استاد او در کاخ به تدریس و آموزشش مشغول بوده اند دوران ولیعهدی خود را میگذرانده بدین ترتیب داریوش ماموریت کشتن کمبوجیه را در جایی بسیار دورتر از امپراطوری پارس یعنی کشور مصر را توسط رهبری کودتا میابد و با خیال راحت که از بردیای نوجوان هیچ کاری بر نخواهد آمد و البته کسانی از دور و نزدیک مواظب رفتارش خواهند بود تا بعد از یکسره کردن کار کمبوجیه به شوش باز گشته و او را به بهانه دیگری به قتل برساند پس لازم است از ابتدا برای حذف بردیا از صحنه کمبوجیه را قاتل برادر کوچک خود معرفی نموده و اعلام مینماید . مرگ بردیا و مغهای ملازمش یا  همان  ( گئومات مغی ) که داریوش از آنان بعنوان غاصبان قدرت ؟! سخن میگوید جای تامل بسیار دارد چون در شورش بزرگی که بعد از کودتای داریوش توسط بزرگان فرماندهان گماشتگان و منسوبان کوروش در دستگاه هخامنشی که دارای موقعیتهای سیاسی نظامی اداری در نقاط مختلف امپراطوری بوده و به قدرت رسیدن به ناحق داریوش را برنتافته و در نهایت  و به ناحق توسط داریوش بیرحمانه کشته و سرکوب شده اند بی شک راز بزرگ این توطئه مرگبار بوده که نابودی بسیاری از بزرگان و دولتمردان شاهنشاه پیشین را شامل شده که خود داریوش نیز در سنگ نگاره بیستون با داستان بافی های بسیار آنرا برای تاریخ به یادگار میگذارد. لازم به یادآوریست که داریوش در کتیبه بیستون این ماجرا را البته آنطور که خود میخواهد روایت میکند و گناه کشتن بردیا را به گردن گئومات مغ ؟! هم انداخته که با کمک مغهای دیگر سعی در غصب شاهنشاهی داشته اند اما اینجا باید پرسید حال بعد از کمبوجیه که مظنون اصلی داریوش بوده گئومات مغ و دیگر مغان چه سمتی در دستگاه امپراطوری شاهنشاهی کوروش و پسرانش داشته اند که به گفته داریوش اینچنین و به راحتی توانسته اند خود را به بالاترین جایگاه سیاسی آنزمان رسانده باشند پس در این باره بهتر است مغها و نقشی که در دوران شاهنشاهی هخامنشی داشته اند را بیشتر بشناسیم و آنرا مورد بررسی قرار دهیم.  مغها را ما روحانیون مذهبی که کار رسیدگی به امور مذهبی در دستگاه امپراطوری هخامنشی بر عهده داشته اند میشناسیم در حالی که این با اسناد بدست آمده از دوران  کوروش بزرگ و دستگاه دیوان سالاری که او بوجود آورده بود کاملا منافات دارد چون مغها کارمندان آموزش یافته و باسوادی بودند که کوروش برای رسیدگی به کلیه امور دستگاه شاهنشاهی اعم از آموزش تربیت مدیریت هماهنگی و کنترل سازمانهای اداری شاهنشاهی آنها را سازمان داده که آنان نیز این مهم را در دست داشته و انجام میدادند بنابراین آنچه که داریوش از  مغها و سرکوب آنها نام میبرد احتمالا کشتار بخش مهمی از این کارمندان ارشد دولتی بوده ( ماگوفونی = داریوش بعد از به کودتایی که به قدرت رسیدنش که به کشتار مغها  { ماگوفونی } یا همان کارمندان دولت کوروش هخامنشی انجامیده بود و  تا سالها سالگرد کودتای خود را هر ساله جشن میگرفت ) که در خلا قدرتی که بعد از بین رفتن کوروش در جنگ با ماساژتها با حمایت کمبوجیه و بردیای جوان و نیز پشتیبانی بخشی از دربار و سران مصلحت اندیش تر سعی در بازسازی و حفظ قدرت سازمانی امپراطوری نموده که البته داریوش آنها را به چیزی متهم میکند که در هیچ جای دیگری با آن برخورد نمیکنیم ( اعلام جانشینی گئومات بجای بردیا ) یعنی نه اعلام جانشینی رخ داده و نه کسی برای آن کاندید شده است چون آنزمان بردیا هنوز در اثر اجرای کودتای داریوش از بین نرفته بوده است و اما اگر امروز به نامهای که داریوش از سرکردگان شورش بزرگ نام میبرد نگاهی بیندازیم همه اسامی بزرگان و سران دربار هخامنشی و متحدینی که از منسوبین به کوروش و پسرانش در دوره اول امپراطوری بوده اند را در آنها میبینیم. پس در اینجا با طرح فرضیه فوق به این باور میرسیم که داریوش در کودتایی که از پیش توسط بخشی از نظام درباری فاسد و سران ارتش و نیز نزول خواران بابلی برده داران فئودالهای بزرگ و کوچکی که از اصلاحاتی سیاسی اجتماعی و اقتصادی که کوروش پیشتر انجام داده بوده متضرر و باعث از بین رفتن و تهدید منافع و موقعیت آنان شده بوده در فشار بوده اند که  بعد از کشته شدن کوروش به دست اقوام وحشی ماساژت و سپس عزیمت کمبوجیه به مصر میتواند فرصت مناسبی را برای کودتا گران فراهم نموده تا بر علیه آنان دست بکار شده و اسباب کودتا را فراهم بیاورند البته حضور پدر داریوش ( ویشتاسپ) در میان  کودتاگران این ظن را بیشتر میکند که آنها حتی در مرگ کوروش هم دست داشته تا بتوانند همانطور که داریوش بزرگ در کتیبه بیستون میگوید مردان را بجای خودشان باز گرداند. اما آیا بازگشت مردان به جای خویش نمیتواند اشاره ای به درگیری های بین دو شاخه از خاندان هخامنشی و ماجرای به قدرت رسیدن کوروش و درگیریهایی که با عموی بزرگ داریوش هخامنشی ( برادر ویشتاسپ : حاکم انشان یا پارس در دوره امپراطوری ماد ) پیش از اعلام استقلال از شاهنشاهی ماد باشد چه آنکه خاندان و پدر کوروش یعنی کمبوجیه اول در دربار آستیاگ به حالت تبعید و بازدداشت یا حتی گروگان بوده که بعدها کمبوجیه اول کوروش را از چنگال آستیاگ رهانیده و به میان اقوام خود ابتدا به ماسبذان ( خرم آباد امروزی ) و بعد از چند سال به انشان یا ایالت بعدا پارس برده تا زمینه را برای باز پس گرفتن دوباره قدرت که اینک به دست پسرعموهایی که از سر دوستی با آستیاگ در آمده و  با اتحاد با مادها آنها ر ا به کناری زده تا خود زمامدار باشند آماده کرده که کوروش نیز توانست آنرا دگر بار از آنان باز پس بگیرد که در اینصورت ما با تصفیه حسابهای درونی و زخمهای کهنه ای که از همان دوره پیش از آغاز و تاسیس امپراطوری شاهنشاهی بدست کوروش بین خاندان هخامنشی و نیز سران و طوایف متحد پارس در گرفته که دامنه این جنگ درون خانواده ای ابتدا به داریوش و حتی تا  انتهای حکومت ۲۲۰ ساله هخامنشیان یعنی انتخاب داریوش سوم و چگونگی به قدرت رسیدن آو ادامه داشته است.

درگیریهای درونی در شاهنشاهی هخامنشی که همواره به اختلافات ریشه ای که شاید همین به ناحق به قدرت رسیدن داریوش دلیل اصلی بیشتر آنها باشد بعدها به شورشها جنگها و درگیریها و ترورهای سیاسی و کشتارهای خانوادگی منجر میشود که ترور خشایار شاه ( کشته شدنش بهمراه پسر بزرگش داریوش که توسط یکی از درباریان با آتش سوزی عمدی در کاخ آپادنای شوش به قتل رسیدند ) , را میتوان یکی از خونین ترین آنها به حساب آورد.    ازدواج آینده داریوش با دختر کوروش آتوسا که خواهر تنی کمبوجیه و بردیا بوده نیز در راستای مشروعیت بخشیدن به وفاداری وی به سلف خود یعنی کوروش و خاندان شاهنشاهی و همچنین دور کردن اذهان از احتمال دست داشتن داریوش در توطئه مرگ مشکوک کوروش بزرگ و یارانش در شمال و فرزندانش( کمبوجیه و بردیا) در مصر و ایران بوده که همین ماجرا دستمایه به قدرت رسیدن و سپس نابودی خشایار شاه فرزند داریوش از آتوسا توسط دیگر فرزندان داریوش ( فرزندان داریوش از زنانی که دختران سران متحد داریوش در کودتا بر علیه خانواده پدری آتوسا دختر کوروش و خواهر کمبوجیه و بردیا و نیز مادر خشایار شاه بوده اند ) و مدعیان شاهنشاهی میباشد.

اما مهمترین و بزرگترین سندی را که در اینجا بعنوان حکم قطعی این ادعا ( به قتل رسیدن کمبوجیه در مصر و غیر قانونی و کودتایی به قدرت رسیدن داریوش ) را میتوان برشمرد که راز سر به مهر مانده خزانه شاهنشاهی کوروش بزرگ یا همان دفائن و خزائنی و غنائمی است که کوروش از چند امپراطوری پیش از خود به غنیمت گرفته بوده که پیش از رفتن به جنگ با ما ساژتها ( اقوام وحشی ساکن در شمال دریای آبسکون (خزر) کل داراییهای شاهنشاهی را در غاری بنام کلماکره(کلماکره ششمین گنجینه کشف شده بزرگ جهان در لرستان) در جنوب استان لرستان ( ماسبذان ) پنهان تا در صورت هر گونه اتفاقی خطری متوجه داراییهای امپراطوری نشود که این با رفتن داریوش به هگمتانه برای پیدا نمودن اسناد نسب و نسبت خونی خود با کوروش به روایت کتزیاس (پزشک یونانی دربار داریوش دوم )  که البته این نیز بدلیل اینکه داریوش پیشتر از این به قدرت رسیده و دیگر نیازی برای آوردن سند یا نشانه نداشته و طبیعتا بعد از سرکوب مخالفان فر شاهی را متعلق بخود دانسته که در نهایت میتواند با توجه به دریافت کنونی بدنبال پیدا نمودن اسرار  و اسناد دولتی باشد که هیچ یک از یاران داریوش بزرگ و حتی خود او از آن اندک اطلاعی نداشته پس میتوان نتیجه گرفت که داریوش در انتهای توطئه کودتا رهبری آنرا به عهده گرفته باشد و در نهایت دسترسی به اسنادی که هیچگاه نتوانست آنها را بیابد راز سر به مهر همین ( غار کلماکره) کوروش هخامنشی در جنوب استان لرستان باشد.  که این غار نیز از آنزمان تا اکنون پنهان ماند تا اینکه بصورت اتفاقی در سال ۱۳۶۹ شمسی (یا ۱۹۹۰ میلادی) توسط چوپانی از اهالی محل غار پیدا و در مدت کوناهی توسط مردم محلی و سوداگران آثار باستانی به غارت رفت که هم اکنون در موزه های معتبر جهان مانند موزه ایران باستان در تهران و موزه قلعه فلک الافلاک شهر خرم آباد مرکز استان لرستان و نیز موزه های خارج از کشور مانند موزه متروپولیتن نیویورک در نیویورک و  موزه بریتانیا در لندن و موزه میهو ژاپن موزه لوور و بسیاری از موزه های خصوصی در کشورهای سرمایه داری در اقصا نقاط دنیا نگهداری میشوند .

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:50 توسط بابک |

در سال ۲۲۴ میلادی اردشیر بابکان حکمران ایالت پارس در جنوب ایران برعلیه دولت شاهنشاهی اشکانی دولت وقت ایران اعلام استقلال نمود و در جنگی که با اردوان پنجم آخرین شاهنشاه از دودمان اشکانی درگرفت اردوان کشته و اردشیر بابکان پس از تاجگذاری درآتشکده استخر فارس تشکیل دولت امپراطوری شاهنشاهی ساسانی را اعلام نمود.
این امپراطوری به سرعت تمام متصرفات شاهنشاهی اشکانی را متصرف و با دولت روم همسایه شد و بدین ترتیب شاهنشاهی ساسانی وارث همه آنچه را که اسلاف آنها یعنی شاهنشاهی اشکانی در دوران ۴۸۰ ساله حکمرانی بر فلات ایران  بدست آورده بودند شد.
شاهنشاهی ساسانی در طول حیات ۴۲۵ ساله اش بر بخش بزرگی از آسیا حکمرانی کرد که مدت طولانی از این دوران را در جنگهای همیشگی با دولت روم بر سر به در اختیار در آوردن کشورهای ارمنستان و قفقاز و مصر و سوریه و فلسطین و شبه جزیره حجاز (عربستان امروزی و یمن و سرزمینهای مجاور دریای سرخ ) و نیز راههای آبی و بنادر منتهی به سرزمینهای امپراطوری که برای تسلط  و کنترل بر تجارت بین شرق (چین و هند ) و غرب (اروپا ) بود را بسر میبرد که گاهی پیروز و گاهی مغلوب میشد.
البته دشمنان شاهنشاهی ساسانی تنها رومیان نبودند بلکه هپتالیان ( قبائل زرد پوست شمالی ) در شمال شرقی امپراطوری یعنی سرحدات شمالی کشور کنونی تاجیکستان که همواره دست به مزاحمتهای پیاپی میزدند و شاهان ساسانی برای جلوگیری از ورود آنها همیشه در حال انتقال نیرو به شمال شرقی برای دفع این محاجمان و مزاحمتهای آنان بودند
 از معروفترین امپراطوران رومی که به ایران در زمان ساسانی هجوم بردند و اسیر کشته و یا شکست خوردند میتوان ازالکساندر سوروس ( در 235 میلادی ) که از اردشیر اول ساسانی شکست خورد بعد از او گوردیانوس اول امپراطور روم بود که در نبردی بدست شاهپور اول کشته شد و سپس فیلیپ معروف به عرب که خراجگذار ایران شد و والریانوس که در نبرد ادسا (در ۲۵۹ میلادی) در نبردی تن به تن به دست شاهپور اول شاهنشاه ساسانی اسیر و بهمراه افسران و فرمانده هانش که بعد از اسیری والریانوس به جنگ پرداخته و شکست خورده و اسیر شده بودند برای همیشه در کازرون باقی ماند ( تلفات نیروهای رومی در نبرد ادسا بالغ بر هر ۷۰۰۰۰ شد) و گالریوس که (در 296 میلادی) از نرسی شکست خورد و نیز امپراطور یولیان یا یولیانوس اول که ( در سال 298 میلادی از شاهپور دوم شکست خورد) و هرقل یا هراکلیوس اول که در نبردهای (سال ۶۶۷ میلادی) از خسرو دوم یا خسرو اپرویژ شکست خورد و سوریه و لبنان و فلسطین بدست ارتش ایران تسخیر شد که شرح این رویدادهای بزرگ را به فرمان شاهنشاهان ساسانی در سنگ نگاره هایی در استان فارس حک کرده اند که امروز نیز قابل مشاهده میباشند.
شاهان ساسانی با آنکه در ابتدا خود  از شاهان محلی یا ساتراپهای شاهنشاهی اشکانی محسوب میشدند اما بواسطه زندگی و حاکمیت بر سرزمینهای پارس (استان فارس ) و دیدن آثار بجا مانده از دوران شاهنشاهی هخامنشی که آنانرا پیشدادیان قلمداد میکردند همواره نسبت به آداب و فرهنگ پارتی اشکانی که بعد از سلوکیان بر ایران به مدت ۴۸۰ سال مستولی شده و خصوصیات فکری فرهنگی یونانی مآب داشتند معترض بوده و آنان را حافظان خوبی برای نگاهبانی از تمدن ایرانی که خود را میراث دار آن میدانستند قائل نبودند از اینرو بعد از به قدرت رسیدن با هر گونه اثری از دوران اشکانی به جد به مقابله برخاستند و بسیاری از آثار دوران پیش از خود را نابود کردند( از اینرو ما با آثار بسیار کمتری از دوران اشکانی برمیخوریم ).. بهر روی ساسانیان با تمرکز برتفکرات ملی گرایی افراطی خود را نگهبان و حافظ دین بهی ( زردشتیسم) میدانستند که با از بین بردن فضای تکثرگرایی دینی اشکانیان کشور ایران را به مدت ۴۲۵ سال با تاکید بر محوریت نمایندگی شاه از طرف خدا یا اهورامزدا برای مبارزه با اهریمن اداره نمودند
در سنگ نگاره هایی که هم اکنون در استان فارس از شاهنشاهان ساسانی موجود است میتوان از سنگ نگاره اردشیر اول بنیانگذار ساسانیان که اردوان پنجم آخرین شاهنشاه اشکانی را شکست داد نام ببریم در این سنگ نگاره اردشیر شاهنشاه ساسانی در حال گرفتن حلقه قدرت از اهورامزدا است که زیر  و زیر پای اسبان آنها جنازه اردوان و اهریمن دیده میشوند که این سنت تاکید بر گرفتن حق حاکمیت از اهورامزدا در میان شاهان ساسانی همواره در متون رسمی و مذهبی و نیز آثار سنگ نگاره هایی که سندیت این نوع بینش میباشند دیده میشوند
. اسامی شاهنشاهان ساسانی عبارتند از اردشیر بابکان بنیانگذار امپراطوری و شاهنشاهی شاهپور اول هرمز یکم_ بهرام یکم_ بهرام دوم_ بهرام سوم_ نرسی_ هرمزد دوم_ شاپور دوم_ اردشیر دوم_ شاپور سوم_ بهرام چهارم_ یزدگرد اول_ بهرام پنجم (گور) _یزدگرد دوم_ هرمزد سوم_ پیروز_ ولاخش_ قباد یکم_ زاماسپ_ خسرو انوشیروان_ هرمزد چهارم _خسرودوم یا خسرواپرویز_ بهرام چوبین _قباد دوم اردشیر سوم_ شهربراز_ خسرو سوم_ پوران_ آذرمیدخت _هرمزد پنجم _خسروچهارم و یزدگرد سوم که آخرین شاهنشاه ساسانی مقارن حمله اعراب و ورود دین اسلام به ایران در سال ۶۵۱ میلادی میباشند.
شاهنشاهان ساسانی برای اداره کشور از نمایندگان شوراهایی که از بین اشراف و دربارو مغان یا روحانیون زردشتی و نیز اسواران یا فرماندهان نظامی و نیز دهقانان که نمایندگان ملاکین و فئودالهای بزرگ و کوچک امپراطوری بودند کمک میگرفتند. 
اقتصاد شاهنشاهی ساسانی بنا بر سنت دورهای پیش از خود (ماد و هخامنشی و اشکانی ) بصورت دریافت مالیات از کشاورزان و دامپروران تمام سرزمینها و متصرفات امپراطوری و نیز دریافت گمرکات کالاهای ترانزیتی  در حال  تردد از ایران مانند ادویه جات و داروهای گیاهی عاج و طلا و سنگهای جواهرات و نیز بسیاری از حیوانات و پرندگان که از شرق یعنی چین و هند به غرب یعنی روم و اروپا ترانزیت میشد تامین میگردید.
عمده ترین تولیدات ایران در آنزمان محصولات کشاورزی و باغبانی و جنگلی و دامپروری و محصولات وابسته نظیر گوشت و چرم و پوست و نیز صنایع دستی مانند فرش پارچه و منسوجات نظیر کرباس و کتان و پارپه های نخی ومحصولات معدنی غیر فلزی مانند کانیهای فسفات و گوگرد نمک و فلزی طلا و نقره و مس و قلع و روی و برنز که در صنایع فلزی مانند ظروف و اسباب و لوازم جنگی بکار برده میشده است مانند فولاد که در این دوره توسط ایرانیان کشف شد و بعنوان اسرار دولتی باقی ماند و موفقیتهای نظامی بعد از کشف فولاد در ساختن ابزار جنگی برای امپراطوری در جنگهای همیشگی اش بسیار چشمگیر بود.

 

98 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:49 توسط بابک |

امپراطوری شاهنشاهی اشکانی (پارتی) : پارتها که یکی از سه شاخه اصلی نژاد آریایی میباشند در هزاره اول پیش از میلاد بهمراه دیگر اقوام آریایی خود پس از پشت سرگذاردن کوههای قفقاز وارد فلات ایران شده و در شمال باختری ایران ( تاجیکستان و کنار آمو دریا ) سکنا گزیدند.

آنها پس از ورود به ایران با دامپروری و زندگی کوچ نشینی بسیاری از مناطق کوهپایه ای و جنگلی کنار (دریای کاسپین ) یا دریای مازندران را بعنوان چراگاههای دائمی تصرف و در این مناطق ساکن شدند. پارتیها در دوران شاهنشاهی ماد بعنوان یکی از متحدان آنها در مبارزاتی که برای نگهبانی از ایران در جریان بود شرکت جسته و بسیاری از مدارک باستانشناسی از دوره های آشوری و مادئی از آنها نام برده شده است.

پارتها را در زمان شاهنشاهی هخامنشی بعنوان یکی از سه قوم متحد یعنی پارس و ماد و پارت میبینیم که در جریان لشگر کشی اسکندر مقدونی به ایران و نابودی هخامنشیان بیشترین دفاع را از ایران نمودند  و در نبرد (گوگملا)داریوش سوم با کمک نیروهای پارتی توانست چند ماهی جلوی پیشروی نیروهای متحد یونانی- مصری - مقدونی را در (گوگملا) یا جلولای خانقین فعلی در ( کشورعراق امروزی) را بگیرد و در عقب نشینی تاکتیکی اش به شمال ایران یعنی سغد و خوارزم ( تاجیکستان امروزی ) نیز پارتها همراه او بودند. 

خیزش اشکانیان در ایران زمانی صورت گرفت که پس از اشغال کشور توسط نیروهای متحد مقدونی و یونانی اجرای سیاستهای بیرحمانه در جهت ایرانی زدایی و یونانی کردن ایران حتی به برانداختن خط و زبان و فرهنگ و دین هخامنشی نیز محدود نشده و اجرای سیاست مهاجرت یونانیان به ایران برای ایجاد کلونی های یونانی ( یونانی نشین های نظامی) برای برانداختن نژاد ایرانی از سوی جانشینان اسکندر (سلوکیان) پیگیری میشد که با ظهور پارتیان ( اشکانیان ) همه تلاشهایشان برای اجرای این توطئه شوم ناکام ماند و ۷۶ سال هرج و مرجی که در اثر حضور سلوکیان در ایران بوجود آمده بود را دوباره التیام بخشید.

پارتی ها که مردمی کوچ رو و دامپرور بودند بدلیل زندگی در دشتهای بزرگ شمال ایران و مرزبانی از مرزهای شمالی که با جنگهای همیشگی با اقوام وحشی ماساژتها و هون ها و هپتالیان ( مغولها و اقوام تاتاری ساکن در دشتهای شمالی ) در شمال خراسان و تاجیکستان امروزی برای جلوگیری آنان به درون ایران دارای روحیه ای جنگ آور و رزمنده بودند که بدلیل همین مهارت در سوارکاری و تیراندازی وتاکتیهای جنگ و گریز بود که بعدها خاطرات آنها در یادهای مردم ایران باقی ماند (پارتیزان = مانند پارتیها ) و توانستند برای مدتی طولانی به قدرتی بزرگ و شکست ناپذیر در دنیای آنروز تبدیل شدند
در ۲۳۹ پیش از میلاد و پس از ۷۶ سال از حمله اسکندر مقدونی و سرنگون کردن شاهنشاهی هخامنشی که با حکمرانی سلوکیان ( جانشینان یونانی اسکندر ) بر ایران میگذشت پارتی ها به رهبری اشک اول سرزمینهای پارتی شمال کوپت داغ ( تاجیکستان امروزی ) و سپس هیرکانیا (گرگان) را تصرف و برای مقابله نهایی با سلوکوس دوم آماده شدند.
در سالهای ( ۲۱۰ تا ۲۰۸ پیش از میلاد ) پس از شکست آنتیوخوس سوم از رومیان پارتیان فرمانروایی خود را بر ایران تا جنوب و غرب ایران توسعه میدهند.
نهایتا مهرداد دوم ایران غربی و بین النهرین را نیز فتح و بر حضور سلوکیان ( جانشینان اسکندر مقدونی ) بر فلات ایران پایان داده و پس از دفع خیزش دمتریوس آخرین سردار سلوکی در سالهای 136 پیش از میلاد مهرداد دوم لقب هخامنشی شاهنشاه را بر خود نهاده و آغاز شاهنشاهی اشکانی پارتی را اعلام مینماید.

فرهاد دوم و اردوان یکم در سالهای ( ۱۳۰ـ۱۲۴ پیش از میلاد ) آنتیوخوس سوم سلوکی را شکست داده اما خود در نبرد با هپتالیان (اقوام زرد پوست ساکن شمال آمو دریا) کشته میشوند.

در سالهای( ۱۲۳ پیش از میلاد ) دولت اشکانی کشور ارمنستان را اشغال و به حضور دولت روم در آنجا پایان داده و اورابازوس یکی از سرداران اشکانی را برای معاهده صلح با سولا حکمران کلیکیه ( ترکیه امروزی) به غرب میفرستند.

دولت اشکانی در سال ۶۶ پیش از میلاد در عهدنامه ای رود فرات را مرز ایران با روم شناخت اما کراسوس یکی از سه کنسول امپراطوری روم عهدنامه صلح را نقض و به ایران حمله میکند و به هشدارهایی که دولت اشکانی از طریق فرمانده هانش به او اعلام کرده توجهی نمیکند و نهایتا در سال ۵۴ پیش از میلاد در نبرد کارهه (حران) بهمراه هر دو پسرش که فرماندهی مشترک ۷۰۰۰۰ نیروی متحد اعزامی از روم و اروپا را که شامل شش لژیون ( ۳۵۰۰۰ لژیونر و ۴۰۰۰ سواره نظام و ۴۰۰۰ پیاده سبک اسلحه رومی و هزار و دویست سرباز اهل گل یا فرانسوی ) را که بهمراه یکی از پسرانش به او ملحق شده بودند از سورن سردار مشهور اشکانی که ۴۰۰۰۰ سرباز ارتش اشکانی پارتی را که از( ۹۰۰۰ سواره کماندار  و ۱۰۰۰ کاتافرات یا سواره سنگین اسلحه و ۳۰۰۰ سرباز پیاده ) را فرماندهی میکرد شکست خورده و کشته میشوند و نیز تمام پرچمهای ارتش روم بدست ارتش ایران افتاده و سر کراسوس را که با طلای مذاب چشمان و دهانش را پر کرده بودند را به تیسفون نزد ارد دوم شاهنشاه اشکانی فرستاده میشود.

در سال ۴۴ پیش از میلاد سزار امپراطور روم طرح حمله به ایران را میریزد که در سنای روم توسط سناتورهای رومی که به تشویق سیسرو خطیب مشهور که یکی از مخالفین سیاستهای تعرضی به ایران که به شکست احتمالی دوباره از ایران بیمناک شده بودند ترور میشود در سالهای ۴۱ تا ۳۸ پیش از میلاد دولت اشکانی ماموریت تسخیر سوریه و آسیای صغیر را به لابینوس و پاکور دو تن از بزرگترین سردارن امپراطوری میدهد که به موفقیت نمیرسند.

 در سال ۳۶ پیش از میلاد مارک آنتونی سردار رومی به کردستان و آذربایجان یورش میبرد که پس از تحمل سرما و بیماری وبا و از دست دادن بیشتر نیروهای لژیونر رومی تحت فرمانش شکست خورده و با سرشکستگی به جای بازگشت به روم بخاطر ترس از محاکمه نظامی در سنای روم به مصر نزد متحدش در شرق یعنی کلئوپاترا ( ملکه مصری ) که معشوقه از سزار به او رسیده اش بود میرود و نهایتا در جنگی که بین او و آگوستینوس اکتاویوس سزار که پس از سزار خود را جانشین و وارث نام و امپراطوری روم کرده بود کشته میشود.

در ۲۰ پیش از میلاد فرهاد چهارم شاهنشاه اشکانی که سیاستهای نرمتری نسبت به روم را بواسطه ازدواج با یک نجیب زاده رومی که بعدها ملکه ایران شد ( ملکه موزا ) داشت با روم پیمان آشتی میبندد و از خاک ارمنستان چشم پوشی نموده و پسرانش را به روم میفرستد.

در ۱۲ میلادی اشراف پارتی بر علیه ووتن پسر فرهاد چهارم شورش و او را به اتهام نداشتن لیاقت شاهی و اداره امپراطوری و نیز رفتار یونانی مابانه اش خلع و  اردوان دوم را به شاهی برگزیده که با مقاومت دولت روم روبرو شده که به فرستادن مدعیان سلطنت به ایران میانجامد.

در سالهای ۳۸-۴۵ میلادی و پس از مرگ اردوان مبارزه قدرت بین واردانس و گودرز دو تن از شاهزاده های مدعی تاج و تخت جنگ در میگیرد.

در سالهای ۵۱-۶۳ میلادی بلاش یکم ارمنستان را از روم باز خواست مینماید.

 در سال ۶۳ میلادی عهدنامه ( راندیا ) بین ایران و روم بر سر ارمنستان به نفع دولت اشکانی صورت میپذیرد.

در سالهاس ۷۲ میلادی آلان ها ( اقوام ترک و تاتار ساکن در دشتهای شمال دریای مازندران به ایران یورش آورده و هیرکانیا ( گرگان) از ایران جدا شده و بر سر قدرت بین جانشینان بلاش جنگ در میگیرد که به هرج و مرج در امپزاطوری میانجامد.

در سالهای ۱۱۴-۱۱۷ میلادی اوسروئس سردار اشکانی و شهربان یا ساتراپ ایرانی ارمنستان ترایانوس امپراطور روم را وادار به جنگ با ایران میکند که ارمنستان و بین النهرین و آشور به عنوان استانهای ایران به رسمیت شناخته شده اما ترایانوس پس از شکست در هترا (شمال کشور عراق امروزی) به جای عقب نشینی به تیسفون خالی از سکنه هجوم و آنرا تسخیر میکند.

پس از ۱۱۷ میلادی هادریان امپراطور روم سرزمینهای اشغال شده را از دست داده و به عقب مینشیند که رود فرات دوباره سر حد ایران و روم میشود اما در (میشان) ایران تا سال ۱۵۱ میلادی حکمرانیش را از دست میدهد.

در سالهای ۱۶۵-۱۶۱ میلادی ارتش اشکانی در زمان بلاش چهارم به ارمنستان و سوریه هجوم برده که از آویدیوس کاسیوس شکسن خورده به عقب مینشیند دوباره تیسفون تسخیر شده و تخت شاهی به غنیمت رومیان در میاید و شمال بین النهرین از جمله شهر های دورا و اوروپوس در( کشور ترکیه امروزی) به روم تعلق میابد که با شیوع وبا رومیها شروع به عقب نشینی میکنند.

در سال ۱۵۰ میلادی بین النهرین دوباره از اشکانیان توسط سردار رومیسپتمیوس سوروس پس گرفته میشود.

نهایتا لشگر کشی های سوروس و پسرش کاراکالا علیه دولت اشکانی سیاست خارجی ایران را تغییر نمیدهد اما شاهان کوچک پارس را قادر میسازد که هدفهای خود را دنبال کنند که در سال ۱۹۸ میلادی بابک و پسرش اردشیر ساسانی موفق میشوند سرزمینهای تحت تسلط خود را تا جنوب و غرب ایران گسترش دهند.

 در ۲۸ آوریل ۲۲۴ میلادی اردشیر یکم ساسانی ساتراپ استان پارس ( فارس ) بر علیه شاهنشاهی اشکانی اعلام استقلال نموده و در نبردی اردوان پنجم آخرین شاهنشاه اشکانی را شکست داده و او را از پای در میاورد و ... پس از وقفه ای در شهر استخر استان فارس بعنوان شاهنشاه ایران تاجگذاری نموده و آغاز امپراطوری شاهنشاهی ساسانی را در ایران رسما اعلام مینماید.

نظام سیاسی شاهنشاهی اشکانی بر پایه آریستوکراسی( دمکراسی نخبگان ) ایجاد شده بود و دو مجلس سنا ( بزرگان و ریش سفیدان ) و مجلس مهستان ( که اشراف دربار مغان یا روحانیون ونظامیان و دهقانان یا ملاکین در آن عضوبودند) که در هر یک گروهی از نخبگان کشور حضور داشتند بر کار شاهنشاه نظارت میکردند و بیشتر قوانین کشور اعم از قراردادهای اقتصادی سیاسی و یا فرمان جنگ و صلح در این مجالس گرفته میشد و به شاهنشاه ابلاغ میشد و چنانچه درشاهنشاه که رهبر و سمبل وحدت ملی محسوب میشد ناتوانی در اجرای امور میدیدند وی را بر کنار و شاهی دیگر از دودمان اشکانی را بر تخت مینشاندند.
کشور ایران در دوران شاهنشاهی اشکانیان از آزادی مذهبی که در دوره هخامنشی به یادگار مانده بود همچنان تبعیت مینمود و بسیاری از مذاهب آزادنه در ایران به فعالیت میپرداختند که بودائیان در شرق و مسیحیان و یهودیان در غرب به راحتی به نشر آرا وعقاید خود میپرداختند
جاده راه شاهی که از دوران هخامنشی بعنوان پایه های ارتباطی با سراسر امپراطوری از آن استفاده میشد نیز در این دوران اما به نام جاده راه ابریشم مورد استفاده قرار گرفت و کاروانهای بسیار از شرق یعنی چین و هند به غرب یعنی روم و اروپا به داد و ستد کالا پرداخته و گمرکات این تجارت بزرگ یکی از بزرگترین منابع درآمدی دولت اشکانی محسوب میشد
دامپروری و کشاورزی و تولیدات صنعتی معدنی و صنایع دستی نیز پایه های تولید ملی محسوب میشدند نظام اقتصادی بر پایه تبادلات کالا و پولی که از ضرب سکه های بنام دولت شاهنشاهی اشکانی بود صورت میگرفت که ضرب سکه ها هم با توجه به شرائط اقتصادی آنروزگار بر وزن سکه های طلا و نقره و مس با تصویری از شاهنشاه که کمانی در دست داشته وعبارت درود بر شاه دوستدار ایران و یونان نیز در کنار آن نگاشته شده بود که اشاره ای تلویحی به حضور سیاسی سلوکیان (جانشینان یونانی اسکندر مقدونی ) و یا گروه هایی از آنان در عرصه قدرت سیاسی ایران در آن زمان میبوده و اشکانیان بواسطه همین همواره از سوی رقبای خود ( پارسیان ) در عرصه سیاسی ایران به بیگانه پرستی محکوم میشدند که این روند بعد از دوره ای نسبتا طولانی یعنی ۴۸۰ سال با ظهور اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله شاهنشاهی ساسانی در عرصه سیاسی ایران به پایان رسید.

 

82 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:48 توسط بابک |

از 550 تا 333 پیش از میلاد بزرگترین و باشکوهترین امپراطوریهای جهان از آنروز تا امروز بنام شاهنشاهی هخامنشی با اعلامیه کوروش بزرگ بنیانگذار و رهبر آن در بابل که به اعلامیه جهانی حقوق بشر کوروش معروف است پا به عرصه وجود نهاد.. این امپراطوری با ایجاد اتحاد بین ملل و مردم مختلف با تساهل و تسامح مذهبی کلیه حقوق مذهبی قومیتی ملل تابع را برسمیت شناخته و با براندازی نظام برده داری کهن توانست برای بیش از 220 سال از شبه قاره هند تا یونان و سرزمینهای مسکون اروپا و از شمال آسیا تا جنوب آفریقا را چنان بهم متحد سازد که در زمان خود به ایجاد بزرگترین دیوان سالاری با نظام اجتماعی مدون نائل آید
ازدستاوردهای این امپراطوری بزرگ میتوان به تاسیس اولین سیستم آموزشی برای کودکان و نوجوانان که در آن به آموزش خواندن و نوشتن و حساب و آموزش اخلاق و نیز پاره ای آموزشهای نظامی سپس ایجاد پول و ضرب سکه با اوزان و شکل متحد برای اولین بار در جهان و تاسیس بانک شاهی ایجاد پست و بیمه و همچنین تنظیم نظام حقوقی مدون برای پرداخت دستمزد به کارمندان و کارگران و بازنشستگان... و بهره برداری از نخستین راه یا جاده بین المللی بطول 2500 کیلومتر با 111 کاروانسرا که شهرهای سیاسی و پایتختهای فصلی و اداری امپراطوری را ازپارسه یا تخت جمشید در استان فارس به شوش سپس بابل در عراق امروزی و هگمتانه و نهایتا به سارد در غرب ترکیه امروزی وصل میشد و نیز حفر کانال سوئزبطول 11 کیلومتر برای اتصال دریای سرخ به مدیترانه برای تسهیل در مسافرت و تجارت دریایی آسیا با اروپا و نیز حفر کانال داردانل نیز.. همچنین ایچاد ارتش و پلیس و نظام اطلاعاتی بمنظور ایجاد امنیت و تکمیل نظام قضایی که از دوران شاهنشاهی ماد بجا مانده بود برای دادرسی و ایجاد آئین مدنی برای کلیه اتباع امپراطوری بوده است.
بیگمان اگر طمع و حسادت بیگانگانی چون اسکندرمقدونی و استادش ارسطو نبود شاید تمدن بشری بسیار زودتر بدانچه که امروز بدان دست یافته دست میازید و هزاره ها درگیر جنگ و وحشیگری و بربریت نمیشد.

52 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:47 توسط بابک |

در استان سیستان بلوچستان اطراف شهرستان زابل منطقه ای بنام تنگه غلامان واقع است که در گذشته های دور ( ۵۵۰۰ سال پیش ) محل تمدنی باستانی در شهر سوخته بر دامنه های تپه ماهورهای مشرف به دهانه رود هیرمند در این منطقه بوجود آمده بود اما کمی بیش از( ۳۰۰۰ سال بعد) و در گذر زمان بدلیل تغییرات آب و هوایی و وقوع طوفانهای شن و گردبادهای موسمی و نیز تغییر ناگهانی جهت رود هیرمند این منطقه که از ابتدا دارای رطوبت و سرسبزی و حیات انسانی و آبادانی بسیار بوده به ناگاه حیاتش خاتمه میابد.
اما شهرت این منطقه در دهه های اخیر به واسطه پیدا شدن اولین نشانه های تمدن شهر نشینی در جنوب شرق ایران در هزاره سوم پیش از میلاد میباشد که در دهه های اول قرن بیستم توسط باستانشناسان کشف شد.
شهر سوخته اولین نامی بود که به این تمدن گم و فراموش شده در حاشیه کویر داده شد و تنها دلیل آن مشاهده خاکستر و ذغالهای بجا مانده از حیات اجتماعی بشر در این ناحیه بود
شهر سوخته که بر کناره ها و در امتداد بلندیهای دره رود هیرمند بنا گشته بود دارای وسعت کم نظیر 40 هکتاری است که در بین محوطه های باستانی در فلات ایران و حتی جهان بی نظیر میباشد و تنها دلیل سالم ماندن آن نیز مجاور نبودن آن در مناطق پرجمعیت بوده که آنرا از هزاره های دور تاکنون در دل شنها  بصورت دستنخورده باقی گذارده است
شهرسوخته که در جنوب فلات ایران واقع است ما بین جلگه هند و بین النهرین شهری ترانزیتی محسوب میشده که از این رهگذر منافع اقتصادی بسیاری زیادی را از واردات و صادرات کالا کسب مینموده است
شهر دارای مناطق و محوطه های تفکیک شده متنوعی میباشد که برای مثال گورستان شهر سوخته که شاید بی نظیرترین گورستان دست نخورده از دوران باستان تاکنون است که در یک دوره زمانی سه هزار ساله یعنی از( ۵۵۰۰ سال پیش ) تا حدودا( ۲۳۰۰ سال پیش) استفاده میشده که در این گورستان باستانشناسان به اولین نوع گورهای شناسنامه دار در کل تاریخ کشفیات باستانشناسی برخورد کرده اند.
گورها که در محوطه ای (  ۱*۲ ) متزی که بصورت سنگچین با طاقهای گچی میباشند دارای اطلاعات بسیار مهمی از نحوه زندگی صاحب آن هستند.
گورها بصورت فردی یا خانوادگی میباشند که جنازه را بصورت پهلو وخوابیده در آن نهاده بوده اند و در هر کدام وسایل و ابزار و نیز ظروفی عمدتا سفالی که گویا بخاطر اعتقاد به حیات بعد از مرگ در هر کدام مقادیری خوراک در آنها نهاده شده بوده اما مهمترین آثار کشف شده از گورها مهرهایی است که از جنس سنگ میباشند که حاوی هویت اقتصادی و بازارگانی فرد مذکور بوده ان و جاب است که بدانیم زنان در این شهر بیشترین تعداد این مهرها را دارا میباشند که این خبر از استقلال اقتصادی جامعه زنان در ایران( ۵۰۰۰ ) سال پیش میدهد.
شهر سوخته اگر چه مدت مدیدی است که کشف شده اما بدلیل گستردگی آن هنوز زمان زیادی برای بیرون آوردن آثار آن به زمانی بس طولانی نیاز دارد مثلا در گورهای تاکنون شمرده شده شهر سوخته ما به چیزی در حدود( ۱۴۰۰۰۰ ) گور بر میخوریم که برای آن ده ها سال وقت نیاز است تا به کشف چگونگی حیات انسانی در آن زمان پی ببریم.
بد نیست بدانیم اولین انیمشن یا هنر تصویر سازی متحرک جهان در( ۵۰۰۰ سال پیش) در شهر سوخته برروی کاسه سفالی بزی و درختی تصویر شده که با چرخاندن کاسه تصویرهای بز که به درخت نزدیک و برای خوردن برگ از آن بالا میرود انجام گرفته است که هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشود و نیز اولین چشم مصنوعی ( ساخته شده از قیر و سنگ و رشته های نازک طلا) در جهان در پنج هزارسال پیش که به یک زن تنومند و بازرگان تعلق داشته درگوری از گورستان این شهر باستانی یافت شده است.

هم اکنون مقادیر معتنابهی از آثار بدست آمده از گورستان شهر سوخته که توسط هیاتهای باستانشناسی از این محل بدست آمده و شامل مجسمه های با اشکال اساطیری از حیوانات و انسان و نیز زیور آلات از طلا و نقره و سنگ و مهر ه های تزئینی و نیز مهرهایی منقوش به تصاویر و خطوط و ظروف سفال منقوش به گیاهان و جانوران و نیز مقادیر وسائل کشاورزی میباشند که در موزه زاهدان و موزه ایران باستان در تهران نگهداری میشوند.

 

14 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:46 توسط بابک |

نخستین سکه هایی که در دنیا بصورت امروزی تحت نام پول ملی و بین المللی با اوزان و طرح و شکل مشخص بمنظور توسعه و کنترل مبادلات تجاری و اقتصادی و نیز بست سیطره سیاسی ضرب شده اند سکه های( نقره) دریکا و( طلا) ذریکا یا کارشا ( طلا) و شکل ( نقره) هخامنشی هستند که در 518 پیش از میلاد بدستور داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی برای اولین بار مورد استفاده رسمی قرار گرفته اند 
سکه های هخامنشی با طرح مردی پارسی که احتمالا چهره شاهنشاه هخامنشی مد نظر بوده تیر و کمان دردست با تاج بر سر و لباس هخامنشی بر تن زانو زده که آماده تیراندازی بوده ضرب میشده که در دوره های بعدی طرح و تصاویر متنوع تری نظیر شاهنشاه با ارابه جنگی نیز مورد استفاده قرار میگرفته است
سکه های هخامنشی که عمدتا برای ذخائر ملی و نه پرداختهای نقدی مبادلاتی مورد استفاده قرار داشته که بعدها برای پرداخت پاداشها و مبادلات رسمی نیز از آنها استفاده شده است..اما بعد از سقوط امپراطوری هخامنشی بدست اسکندر مقدونی در ایران سکه هایی با طرح صورت اسکندر مقدونی و سپس جانشینانش.. سلوکوس اول و دوم آنتیخوس و... ضرب میشده که تا ظهور اشکانیان در 250 پیش از میلاد این سکه ها رایج بوده اند اما با ظهور اشکانیان اولین سکه های اشکانی که از جنس بیشتر مس و نقره و بسیار کمتر از طلا میباشند باتصویری از پادشاه نشسته بر صندلی شاهی با کمانی در دست دیده میشود که در دوره های بعدی عبارتهای کوتاهی به زبان یونانی بدین مضمون ( درود بر شاهنشاه دوستدار ایران و یونان ) بر آنها دیده میشود که این خود منعکس کننده شرائط سیاسی و حضور و تاثیر یونانیان در عرصه قدرت سیاسی نطامی در ایران آنزمان میباشد.
دوره 480 ساله اشکانیان که با نشیب و فراز زیادی روبرو بوده که از یک سو جنگ همیشگی با امپراطور همسایه روم در غرب و تلاش هون ها و هپتالیان زرد پوست از شمال غربی برای تصرف سرزمینهای ایران ناچارا سیاستی نامشخص از لحاظ اقتصادی را پیش روی شاهنشاهان و دولت اشکانی قرار داده که این خود به ظهور دولتهای مستقل در حوضه های امپراطوری می انجامیده که آنان نیز به نوبه خود سیاستهای اقتصادی و سیاسی را با ضرب سکه دنبال میکردند ( کوشانیان ) اما با ظهور امپراطوری شاهنشاهی ساسانی در ایران کم کم با دولتی متمرکز با سیاستهایی منسجم و قوی روبرو میشویم که ضرب سکه را برای تسلط بیشتر بر سرزمینهای تابعه امپراطوری دنبال میکردند
سکه های ساسانی که بیشتر از نقره و مس ساخته میشدند در ابتدا تنها با میزان و اوزان مشخص و با نیم رخ چهره شاهنشاه ضرب میشدند که با تاج شاهنشاه و علائم بارز مشخص می شده اند در دوره های بعدی سال ضرب و شهر و محل ضرابخانه و نیز نام و سال سلطنت شاهنشاه ساسانی را بر آنها ضرب مینموده اند که مانند هخامنشیان و اشکانشان تنها از جنس مس و نقره برای ساختن آنها استفاده میشده وسکه های طلا بیشتر بعنوان ذخائر و پشتوانه پول ملی در خزائن دولتی نگهداری می شده است

52 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:45 توسط بابک |

بیشتر بشقاب های بدست آمده از حفریات باستانشناسی به شاهنشاهی ساسانی مربوط میباشند میباشند.
این ظروف که از جنس طلا و نقره درست شده اند بیشتر صحنه های رزم یا شکار شاهنشاهان ساسانی را به نشان میدهند البته نوعی مستند نگاری از دوره های تاریخی یا اتفاقات درون امپراطوری نظیر جنگ تن به تن شاه یا شکار حیوانات وحشی مانند شیر و پلنگ و گرگ و گراز و آهو و بز گوهی و نیز صحنه های بزم و مهمانی و یا حتی مسافرت شاهنشاه را شامل میشده است
اما هدف از سازندگان این بشقابها بیشتر نشان دادن قدرت شکوه و هیبت این شاهان بوده که شاهان ساسانی برای هدیه دادن به سران و سرداران و زیر دستان از آنها استفاده میکرده اند.

28 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:44 توسط بابک |

ریتون جامی است ساخته شده از طلا یا نقره و یا هر دو که گاها هم از دیگر مواد مانند سنگهای با ارزش مانند مرمر و فیروزه و عقیق و فلز مفرغ و در مواردی حتی از سفال نیز ساخته میشده است.

  شکل و ساخت این جامها که در تاریخ ایران باستان جایگاه بالایی در انجام مناسبتهای مذهبی و آئینی و جشنهای ملی داشته بنا به شخصیت دارنده آن ( شاهنشاهان یا سرداران و اشراف...) از شکل و شمایل خاصی پیروی میکرده است.

 جامها را که بیشتر به شکل جامی بر روی سر و هیکل حیوانات مانند شیر عقاب گاو و گوزن و بز کوهی و انسان یا ترکیبی از اشکال آنها می ساخته اند دارای اشکال گوناگونی میباشند که در اینجا تعدادی از این جامها را که در حفاریهای باستانشناسی در محوطه های باستانی از دوره ( امپراطوری عیلامی و شاهنشاهی های ماد هخامنشی اشکانی یا پارتی و ساسانی : از 5000 تا 1300سال پیش ) بدست آمده اند را که هم اکنون در موزه های ایران باستان و  رضا عباسی در تهران و تبریز و خرم آباد و اصفهان و شیراز و همچنین موزه های خارج از کشور مانند بریتیش لندن در انگلستان و متروپولیتن در ایالات متحده آمریکا و میهوی ژاپن و تعداد زیادی موزه های خصوصی در قاره های اروپا آمریکا و آسیا است را میتوانیم ببینیم

52 photos |

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 9:43 توسط بابک |